مقایسه پیمان سرجمع با فهرست بهایی

تفاوت اساسی قرارداد سرجمع و فهرست بهایی در ساده ترین حالت خود به مبانی پرداخت بر می گردد.

یکی از روش های انقعاد پیمان برای اجرای کارهای ساختمانی با سطح زیربنا تا 4000 متر مربع (و در مواردی بیشتر)، قرارداد سرجمع یا lump sum می باشد.در این روش ساختار شکست عملیات اجرایی یک کار مشخص به تفکیک وزن ذکر شده و براساس پیشرفت کار پیمانکار پرداخت صورت می گیرد.

سیستم پیمان سرجمع بهتر است یا فهرست بهایی؟

در بخشنامه شماره ۱۲۹۹۱۸۸/۹۶ مورخ ۰۴/۰۵/۱۳۹۶ سقف الزام متراژ به ۴۰۰۰ متر مربع کاهش یافت. ویرایش های مهمی که نسبت به قبلی انجام گرفته به جز بحث متراژ، اضافه شدن تعدیل به پیمان سرجمع است که پیش از این به این شکل وجود نداشت و ضمنا بندهای سختگیرانه مهمی نیز نسبت به کارفرما به این بخشنامه اضافه شده است. از جمله جبران خسارت دیر کرد (ماده ۱۲ پیمان سرجمع، بند “و”، صفحه ۹) و اگر دیرکرد پرداختها ادامه یابد پیمانکار می تواند پس از اخطار کتبی به کارفرما، درخواست خاتمه پیمان نماید (همین بند) و همچنین یک صفحه و نیم در خصوص حل اختلافات بین پیمانکار و کارفرما به این بخشنامه اضافه شده که در نوع خود قابل تامل است. (ماده ۱۷ پیمان سرجمع، صفحه ۱۲ و ۱۳ پیمان) این بند به تازگی اضافه شده و نشان می دهد دامنه اختلافات در این مدت وسیع بوده است.

دانلود بخشنامه سرجمع به همراه اصلاحیه های آن

دانلود پرسش و پاسخ های پیمانکاری مرتبط با پیمان سرجمع

دانلود تفاوت های بخشنامه های سرجمع

صورت وضعیت چیست؟ + آموزش صورت وضعیت نویسی

مواردی که گفته شد، کم کردن سقف مساحت به ۴۰۰۰ متر و برخورد سخت گیرانه تر با کارفرما و سایر ویرایشهای صورت گرفته در بخشنامه، مشکلات مهمی را از سرجمع حذف کرده است. و اکنون دیگر ایرادهای سنگین ساختاری، به بخشنامه وارد نیست، لذا مقایسه بین سرجمع و فهرست بها کم کم معنی دار می شود.

تفاوت اساسی قرارداد سرجمع و فهرست بهایی در ساده ترین حالت خود به مبانی پرداخت بر می گردد.

در پیمانهای بر پایه فهرست بها، مبنای پرداخت به پیمانکار بر اساس ریز آیتمهای مشخص شده در دفترچه برآورد منضم به پیمان است. در این دفترچه، مقادیر کاری که باید انجام شود، به صورت ریز آیتمها مشخص شده، قیمت نیز بر اساس اعلام سازمان برنامه و بودجه به صورت سالانه به روز می شود.

به عبارتی فعالیتهای کاری به ریز فعالیتها تقسیم شده تا حدی که بهای هر آیتم با کمترین پیچیدگی قابل تعیین باشد. مثلا خاکبرداری ممکن است شامل زمینهای سخت باشد، بخشی با ماشین و بخشی با دست انجام شود اینها همه در محل خود آیتم و بهای مشخصی دارد و پیمانکار بهای متناظر با کار انجام شده را دریافت می کند. نه کمتر و نه بیشتر.

در پیمانهای بر پایه سرجمع، در هنگام تهیه اسناد پیمان، بهای کل کار مشابه با ساختار فهرست بهایی تعیین می شود، سپس جدول ساختار شکست کار تهیه می شود، آیتمهای این جدول، جمع چند آیتم فهرست بهای منضم به پیمان است و بر اساس جمعِ بهای آن آیتمها، درصد این فعالیتها نسبت به درصد کل در جدول قرار می گیرد. در این پیمان، فهرست بهای منضم به پیمان صرفا راهنما بوده و برای طرفین الزام حقوقی ندارد.

به عبارتی، فعالیتهای کاری به صورت درصدی از کل (به لحاظ قیمت) در جدول مشخص شده و مثلا خاکبرداری مجموعه‏ ای از زمینهای سخت و غیر سخت و ماشینی و دستی در یک آیتم خاکبرداری جمع شده و پیمانکار کلا خاکبرداری را که انجام داد، درصدی از بهای کل کار را باید دریافت کند. همان درصدی که در جدول مشخص شده و مراجعه به فهرست بهای منضم به پیمان برای پرداختها، در این نوع قرارداد معنی ندارد.

پرسش های خود را کارگروه فنی و تخصصی فصلنامه نظارت مالی بپرسید

در صورت نیاز به مشاوره در این زمینه و سایر زمینه های دیگر مالی و محاسباتی، درخواست رزرو مشاوره خود را ثبت کنید.

هدف از ساختار فهرست بهایی، مشخص شدن ریز فعالیتها و دریافت هزینه بر اساس جمع تک تک آنهاست. این فعالیتهای کاری غالبا به لحاظ واحد همسان نیستند مثلا بتن ریزی به متر مکعب و میلگرد به کیلوگرم مشخص می شود. ضمنا تغییرات مقادیر که نسبت به فهرست منضم به پبمان صورت می‏گیرد. تاثیری در این پیمان ندارد. اگر یک متر مکعب بتن بیشتر ریخته شود هزینه آن پرداخت می شود و اگر کمتر نیاز بود، همان مقدار از دریافتی پیمانکار کم می شود. در این سیستم، پایش مقادیر و بها به دلیل ریز بودن آیتمها بسیار شفاف و روشن است.

شاخصه های ساختار فهرست بهایی به شرح زیر است.

  • ریز بودن آیتمها و شفافیت مقادیر و بهای هر آیتم
  • شفاف و روشن بودن پایش، به لحاظ مقدار و بها
  • مدیریت تغییر مقادیر با دقت بالا (یک متر کمتر و بیشتر محاسبه می شود)
  • مدیریت تغییرات طرح به دلیل ریز شدن مقادیر جدید
  • وجود مکانیسم مشخص و عادلانه برای پرداخت اضافه کاری ها
  • ریسکهای مربوط به تغییر مقادیر یا بهای کارها به طرفین پیمان بر می گردد.

هدف از ساختار سرجمع، بالا بردن سرعت کار با پرهیز از ورود به جزییات است. لذا با علم به اینکه نهایتا یک متر بیشتر و کمتر بتن ریزی تاثیر عمیقی بر بهای کل ندارد، و اینکه میلگرد ها باید در فونداسیون به کار روند، مثلا فونداسیون ۵ درصد از کل کار تعیین شده و با اتمام آن پیمانکار ۵ درصد از بهای پروژه را دریافت می کند و دیگر نیازی به ورود به ریز آیتمهای آرماتور بندی، بتن مگر، بتن ریزی، قالب بندی و … نیست.

شاخصه های ساختار سرجمع به شرح زیر است.

  • مشخص شدن رقم واحد برای کل کار
  • سرعت بخشی به کار با پرهیز از ورود به جزییات مقادیر کار
  • سرعت بخشی رسیدگی به صورت وضعیت
  • انعطاف کم در مقابل تغییرات به دلیل معادل نبودن مقادیر و بها در جدول ساختار شکست
  • متفاوت بودن مکانیسم پرداخت کارهای اضافه با روح قرارداد
  • هدف سرجمع این است که ریسکهای پروژه به پیمانکار بر گردد.

بیان شاخصه ها، دامنه کاربرد این دو ساختار را مشخص می کند:

قرارداد فهرست بهایی به دلیل ریز شدن در آیتمها، پروژه های پیچیده و بزرگ را به خوبی مدیریت کرده و کنترل و پایش پروژه های کوچک را نیز آسان می کند، در این سیستم، مدیریت تغییرات و کنترل مقادیر و ریسک با شفافیت و دقت بالایی صورت می گیرد.

قرارداد سرجمع به دلیل برخورد کلی تر با موضوع قرارداد، صرفا برای پروژه های کوچک و ساده (با پیچیدگی کم) کاربرد دارد. به دلیل اینکه تلاش این پیمان سرعت بخشی به واسطه پرهیز از ورود به جزییات است، تغییرات باید در حداقل مقدار رخ دهد. هزینه و ریسک تغییرات مستقیما به کارفرما بر می گردد.

مقایسه بین خصوصیات هر دو سیستم نشان می دهد قرارداد سرجمع برای موقعیتی خاص طراحی شده است، زمانی که پروژه کوچک، ساده و بدون پیچیدگی و با مدارکی بسیار بی نقص باشد، ثبات در بازار وجود داشته باشد و کارفرما قصد ورود به جزییات نداشته باشد و یا فاقد تخصص برای آن باشد و به کیفیت کار پیمانکار اطمینان نسبی وجود داشته باشد و هزینه پروژه در حساب کارفرما موجود باشد، این سیستم با موفقیت قابل پیاده شدن است.

چرا سرجمع انعطاف کمتری نسبت به تغییرات دارد؟

در سرجمع فرض شده تمام فعالیتها شفاف و ریز مقادیر مشخص است و همه این اتفاقات به دلیل بالا رفتن سرعت رخ داده، به عبارتی کارفرما با صرف نظر از ورود به جزییات، مزیت سرعت بخشی را انتخاب کرده است. در صورت رخداد تغییر، این مزیت از بین خواهد رفت. ضمن اینکه به دلیل نبود ساختار آیتمی در این سیستم، تغییرات در اینجا مجاری بیشتری برای دعاوی (claim) باز خواهد کرد. قانونگذار نیز پیش از این پرهیز از تغییرات را با کم کردن سقف بخشنامه ای به حداکثر ۱۰ درصد، محدود کرده بود که در بخشنامه های اخیر این موضوع برداشته شده و تغییرات پیمان سرجمع مستقیما تابع ماده 29 شرایط عمومی پیمان می شود.

ساختار سرجمع به گونه ایی است که به طور طبیعی تغییرات در آن هزینه بالاتری را به کارفرما تحمیل می کند.

آیا می توان از رخداد تغییرات در پروژه اجتناب کرد؟

در ساختار سرجمع، نقشه ها و مشخصات فنی باید کامل و بدون تغییر باشد، با این حال حتی در پروژه هایی با مدارک کامل نیز گاهی اوقات به دلیل پیچیدگی هایی که در زمان اجرا رخ می دهد، وجود تغییرات اجتناب ناپذیر است … در ادامه آمده است، شیوه برخورد در اینگونه مواقع نیز از پروژه ای به پروژه دیگر متفاوت خواهد بود.

البته نقشه ها به دلایل متعدد که از حوصله این بحث خارج است، هیچگاه آنقدر جامع و مانع نیست که بی نیاز از تغییر باشد. از طرفی خواسته های کارفرمایی، شرایط روز و تغییرات بستر طرح، و تغییرات ناشی از تغییر تکنولوژی و یا دستیابی به یک مصالح جایگزین مناسب و یا یک راهکار بهتر برای اجرای کار که در حین اجرا بروز می نماید نیز می بایست در نظر گرفت.

چرا با اینکه دامنه کاربرد ساختار فهرست بهایی وسعت و دقت بیشتری دارد، ساختار سرجمع به کار گرفته می شود؟

ساختار سرجمع به عنوان ساختاری با قیمت مقطوع، در پروژه های کوچک مانند سرویس بهداشتی داخل یک پارک که انجام آن به زمان زیادی نیاز ندارد و فاقد پیچیدگی های اجرایی است، می تواند به عنوان راهی سریع و بی دردسر به کار گرفته شود.

اما هرچه تعداد آیتمهای کاری بالاتر رود، حاشیه امن کارفرما به سرعت از بین می رود و اطمینان خاطر ساختارهای آیتمی و قابلیت مدیریت ریسکها، استفاده از سیستم فهرست بهایی را الزام آور می کند.

در ساختار سرجمع، منظور از انتقال ریسک پروژه به پیمانکار چیست؟

زمانی که پیمانکار می پذیرد کل کار را با قیمت ثابتی انجام دهد، می پذیرد که در ادامه ممکن است کم و زیاد شدن قیمتها و یا هر عامل ناشناخته دیگری برهزینه های تمام شده پروژه اثر بگذارد و لذا ریسکهای تغییرات بها متوجه پیمانکار است. باید در حاشیه این موضوع توجه داشت که در صورتی که پروژه های اینچنینی، از صرفه خارج شوند، پیمانکار به شیوه های مختلف این ریسک را به کارفرما بر می گرداند و مصونیت قاطعی در این رابطه وجود ندارد.

کیفیت کار در سرجمع بالاتر است یا فهرست بهایی؟

کیفیت حاصل کار صحیح مثلث پیمان است. اما به طور کلی چون در سیستم فهرست بهایی آیتمها تک به تک پایش می‏شود، متوسط کیفیت بالاتری نسبت به سرجمع دارد. چرا که در سرجمع قرار بر برخورد کلی با موضوع است. چه بسا کارفرمایانی که با شعار کامل بودن اسناد پیمان دستگاه نظارت را در این پروژه ها جدی نگرفته و با فاجعه کیفیتی و مالی روبرو شده اند. چرا که در هر دو ساختار، کنترل کیفیت به دست دستگاه نظارت است و به دلیل نبود ساز و کار مناسب کنترل کیفی در سرجمع، بیشترین فشار برای حفظ کیفیت، بر دستگاه نظارت است.منبع: سایت های اینترنتی و سایت کرانه پایدار.

خرید نسخه چاپی کتاب “اصول جامع اموال دولتی”

اولین منبع جامع در حوزه اموال و دارائی های دولتی

خرید نسخه چاپی کتاب  “مباحث جاری ذی حسابی”

اولین منبع جامع،کاربردی و آموزش حوزه مالی و محاسباتی و ذی حسابی

Rate this post
ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.